![]() |
چقدر پرمعناست سخن لسان الغیب که: چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد- ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم.. .اما سخن استاد چیز دیگری است ...همه چیز در نگاه او خیر و خوب و خوشی است و جای گلایه و ناراحتی و غم نیست. .. خود ایشان فرموده اند که در عمرم جز خوبی ندیدم.
* جان دادن بهتر از جان کندن است. مؤمن جانش را با محبت تقدیم می کند و جان کافر را با زور می گیرند. حالا که هر چه دنیایی است، بالأخره رفتنی است، چه بهتر که خود آدم آن را به دوست تقدیم کند و در راه خدا بدهد.
* خدا ما را برای شادی آفریده است نه برای غم. خدای واحد غنی و قوی، محال است مخلوقی را برای ناراحتی و غم بیافریند. اگر این بشارت را که ما را برای شادی آفریده اند، باور کردی و به خودت قبولاندی، دیگر غم وجود نخواهد داشت. این مژده مال کسی است که آن را باور کند. همین که فهمیدی دنیا فانی شدنی است و مشکلات و محرومیت هایش هم همیشگی و دائمی نیست و بالأخره روزی تمام خواهد شد، نصف غم هایش باطل می شود. مشقت و غم دنیا وسیله ای است برای خوشی و شادی.

