![]() |
*مناجات با خدا
اى خداوندى که در برابر نعمتهایى که به بندگانت ارزانى مىدارى به پاداشت رغبتى نیست!
اى خداوندى که از بخشیدن پشیمان نمىشوى!
اى خداوندى که پاداش عمل بنده را نه برابر عمل، بلکه بیش از آن مىدهى!
* تفضل خدا بر بندگان
نعمتت بىهیچ سابقه است و عفو تو بر مقتضاى فضل و احسان توست و عقوبتت بر آیین عدالت است و هر چه تقدیر کنى خیر ما در آن است.
اگر عطا کنى، عطاى خویش به منت نیامیزى و اگر منع کنى، منع کردنت نه از روى ستم باشد.
پاداش نیک،دهى کسى را که سپاست گوید، با آنکه تو خود او را سپاس گفتن الهام کردهاى.
جزاى خیر دهى کسى را که تو را بستاید، با آنکه تو خود او را ستایشگرى آموختهاى.
*عیب پوشی از بندگان
عیب کسى را مىپوشى که اگر مىخواستى، رسوایش مىساختى. به کسى عطا مىکنى که اگر مىخواستى، عطا از او باز مىگرفتى.
و آن دو یکى در خور آن بود که رسوایش کنى و یکى سزاى آن بود که عطاى خویش از او بازگیرى. ولى تو اى خداوند، کار خود بر تفضل بنا نهادهاى و قدرت خود را بر گذشت از گناهان جارى داشتهاى.
*بردباری با بندگان
با آنان که تو را عصیان کنند، با بردبارى رویاروى شوى و آنان را که آهنگ ستم بر خود کنند، مهلت دهى. آرى اى پروردگار من، مهلتشان دهى و با آنان مدارا کنى، باشد که به سوى تو باز گردند، و چاره کارشان به توبه سپارى، تا آن که باید هلاک شود به خلاف رضاى تو در مهلکه نیفتد و آن که از نعمت تو مست غرور شده و طریق شقاوت در پیش گرفته بدبخت نگردد، مگر آنگه که دیگرعذر نماند و حجت بر او تمام شود.
همه اینها از روى کرم و عفو توست اى خداى بخشنده و سودى است که از عطوفت تو حاصل گردد، اى خداى بردبار.
اى خداوند، تویى که در عفو به روى بندگانت گشودهاى و آن را توبه نامیدهاى.
و براى رسیدن به این در، آیاتى را که بر پیامبرت وحى کردهاى راهنما ساختهاى، تا کسى آن در را گم نکند، که تو اى خداوندى که نام تو بزرگ و متعالى است ، خود گفتهاى:
«به درگاه خدا توبه کنید، توبهاى از روى اخلاص باشد که پرودگارتان، گناهانتان را محو کند و شما را به بهشتهایى داخل کند که در آن نهرها جارى است.
در آن روز، خدا پیامبر و کسانى را که به او ایمان آوردهاند فرو نگذارد، و نورشان پیشاپیش و در سمت راستشان در حرکت باشد. مىگویند:
اى پروردگار ما، نور ما را براى ما به کمال رسان و ما را بیامرز، که تو بر هر کارى توانایى. »
پس کسى که از دخول به چنین سرایى - سراى توبه - پس از گشودن در و بر گماشتن راهنما غفلت ورزد، چه عذر تواند آورد؟
*سود در معامله با خدا
اى خداى من، تو کسى هستى که در معامله با بندگان خود، همواره به سود آنان در بها مىافزایى
و مىخواهى که در معامله با تو سود برند و به افزون دهى و نزول بر آستان تو کامیاب شوند، که تو خود گفتهاى - بزرگ و متعالى است نام تو و بلند است مرتبت تو -
«هر کس کار نیکى انجام دهد، ده برابر به او پاداش داده شود و هر که کار بدى انجام دهد، تنها همانند آن کیفر بیند. »
و نیز تو خود گفتهاى: «مثل آنان که مال خود را در راه خدا انفاق مىکنند مثل دانهاى است که هفت خوشه بر آورد، و در هر خوشهاى صد دانه باشد، خدا پاداش هر که را که بخواهد، چند برابر مىکند. »
و نیز تو خود گفتهاى: «کیست که به خدا قرض الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟ »
و نظایر این آیات که در قرآن در باب مضاعف شدن حسنات نازل کردهاى.
بار خدایا، تویى که به وسیله وحیى که از عالم غیب فرستادى و به ترغیب خویش، آدمیان را به چیزهایى راه نمودى که اگر پنهان مىداشتى، از دیدگانشان پنهان مىبود.
گوششان از شنیدن آواز آن ناتوان و اندیشههایشان از تصور آن عاجز مىآمد، که تو خود گفتهاى: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. مرا سپاس گویید و ناسپاسى من مکنید. »
و نیز گفتهاى: «اگر مرا سپاس گویید، بر نعمت شما مىافزایم و اگر کفران کنید بدانید که عذاب من سخت است. »
و گفتهاى: «بخوانید مرا، تا شما را پاسخ گویم. آنهایى که از پرستش من سرکشى مىکنند زودا که در عین خوارى به جهنم در آیند. »
بار خدایا، دعاى بندگان را به درگاه خود، عبادت خواندهاى و ترک آن را خودپسندى و سرکشى، و کسانى را که از آن سر بر تابند وعده جهنم و خوارى آن دادهاى.
از این روست که تو را به نعمت و بخششت یاد کردند و به فضل و احسانت سپاس گفتند و هم به فرمان تو، تو را به دعا خواندند، و در راه تو صدقه دادند تا به ثوابشان بیفزایى، و در آن بود رهاییشان از خشم تو و کامیابیشان به خشنودى تو.
بار خدایا، اگر یکى از آفریدگان تو، آفریده دیگر را چنان راهنمایى کرده بود که تو بندگانت را راهنمایى کردهاى، او را به صفت انعام و احسان متصف مىساختند و به هر زبان مىستودندش.
پس حمد و سپاس تو را، تا هر زمان که سپاست توان گفت و تا آنگاه که بر حمد تو لفظى باقى است و معنایى که در این طریق بهرهاى از آن توان یافت.
اى خداوندى که احسان و فضل خویش به بندگانت عطا کردهاى و آنان را در بخشش و عطا غرقه ساختهاى. آثار نعمت تو بر ما چه آشکار است و احسان تو در حق ما چه بسیار. و چه بسیار ما را به بر و نیکى خویش مخصوص گردانیدهاى.
ما را به دین برگزیده خود، آیین پسندیده خود، شریعت سهل و آسان خود هدایت کردى و دیدگانمان را بینا ساختى که به تو تقرب جوییم و به مقام کرامت تو واصل آییم.
*رمضان، وظیفه برگزیده
بار خدایا، یکى از این برگزیدهترین وظایف و خاصترین واجبات، ماه رمضان را قراردادى. ماهى که آن را از میان دیگر ماهها ویژگى دیگرى بخشیدهاى
بر همه اوقات سال برترىاش نهادهاى، زیرا که در آن قرآن و نور نازل کردهاى و بر تکالیف مؤمنان چند برابر افزودهاى
و روزه را در آن واجب داشتهاى و مردمان را به بر پاى خاستن براى عبادت خود ترغیب کردهاى و شب قدر را که از هزار ماه بهتر است تجلیل فرمودهاى.
*فضیلت بر سایر امتها با ماه رمضان
و چون رمضان را به ما عطا کردى، ما را بر دیگر امتها فضیلت نهادى و از میان پیروان دیگر کیشها برگزیدى. پس ما به فرمان تو روزش را روزه داشتیم و شبش را به نماز برخاستیم،
و با روزه داشتن و نماز خواندن در این ماه به رحمتى که ما را ارزانى داشته بودى روى نهادیم و آن را وسیله نیل به ثواب تو قرار دادیم.
تویى که هر چه از تو خواهند داری و آنچه از فضل و احسان تو طلبند می توانی بدهی و به خواستاران مقام قرب خود نزدیک هستى.
اى خداوند، ماه رمضان در میان ما بس ستوده زیست و ما را مصاحب و یارى نیکو بود.
و گرانبهاترین سودهاى مردم جهان را به ما ارزانى داشت. اما چون زمانش به سر رسید و مدتش و شمار روزهایش پایان گرفت، آهنگ رحیل کرد.

